سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

عید سعید مبعث

    پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند : برترین [مرتبه] ایمان آن است كه بدانى هر كجا باشى، خدا با تو است . كنزالعمّال- ح 66 ؛ میزان الحکمة ج 1 ص 436 ح 1443 «اقرا باسم ربک الذی خلق» کلمات، به سبکی نسیم، بر گوش‌های محمد می‏نشیند و او سرشار از شوقی عظیم، گوش جان می‏سپارد به کلمات دلنشین خدا، و آرام تکرار می‏کند آن‏چه را که شنیده است . و اكنون پیامبر اسلام، حضرت محمد (صل ‏الله علیه و آله)، اینک تنها، امین زمینی‏ها نیست؛ او امین آسمانیان نیز شده است.   او امین خداوند است و این‏بار، امانت، آیه‏های روشن وحی ا...
28 خرداد 1391

شیطون مامان

سلام پسرک نازم، سلام آسمون آبی مادر. الهی قربون اون خنده هات و ذوق کردنهات برم. مامان گلی مبارکت باشه بیرون اومدن سومین مرواریدت.این روزا اینقد حرص میزنی و هرچیزی که جلوت میاد میخوای بکنی توی دهنت.از انگشتهای من و بابایی گرفته تا چونه ی من و اسباب بازیهات و قاشق و چنگال. برعکس دوتا دندون قبلیت هم کلی آب دهان داری. چندباری مجبور شدم یا پیشبند بزارم یا لباست رو عوض کنم. ولی خیلی غصه ام میگیره وقتی میبینم دوتا دندون پایینیت سیاه شدن. با اینکه خیلی رعایت کردم . قطره رو ته حلقت میریختم، پشت سرش بهت آب میدادم و دور دهنت رو میشستم. ولی باز با این حال .... خیلی اعصابم خورد میشه. نمیدونم چیکار کنم. بابایی میگه محل نزار، جاش دندونا...
28 خرداد 1391

مژده مژده

سلام سلام صد تا سلام عمه معصوم قراره واسه من (آقا سپهر) یه همبازی بیاره. از قرار معلوم دی یا بهمن ماه همبازی دار میشم دومین همبازی. همبازی اول: داداشی محمدسجاد (پسردایی) همبازی دوم :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ (چی میتونه باشه؟)   ...
20 خرداد 1391

بیماری آسمانم

سلام دوباره . امیدوارم خسته نشده باشین مامانای گل.میدونم سرتون رو درد آوردم. از این بابت شرمنده ام. اگه مایل بودید و حوصله داشتید بقیه ماجرا رو بخونید. خلاصه ما از تهران برگشتیم و سپهر 5شنبه و جمعه و شنبه بیحال و کسل بود. به زور میخندید و مرتب گلاب به روتون استفراغ و اسهال داشت. شنبه گذاشتمش پیش مادر جون و رفتم اداره. وقتی دیدم ظهر هم اینطوره، بردمش پیش دکترش. دکتر مرعشی. وقتی علایم رو گفتم گفت سریع آزمایش مدفوع ازش بگیرید. احتمال زیاد دوباره باید بستری بشه. من که دیگه داشتم می مردم از ترس. عموم توی آزمایشگاه نور کار میکنه. تماس گرفت و سفارشمون رو کرد و آزمایشش 1 ساعته آماده شد. ما موندیم خونه مادر جون . بابایی...
20 خرداد 1391

برگشتن از سفر نه چندان دلچسب !

سلام. سلام به همه ی مامان ها و خاله ها و عمه های گل و مهربون.سلام از طرف من و سپهر که خدا رو شکر سلامتیش رو بعد از یه دوران سخت به خواست خدا بدست آورد. چی کار میکنید با گرمای طاقت فرسای اهواز؟؟ به خدا آدم های شهرهای بالا هستن که متوجه میشن زندگی یعنی چی.اینجا مگه آدم جرأت داره ساعت 1 ظهر بره بیرون؟چه برسه به پارک؟!؟!؟! ولی شهرهای بالا . . . خاله ها چه حال ؟ چه خبر؟ خوش میگذره ما رو این چند وقت ندیدید؟ من و سپهر اومدیم با کلی خبر. طاقت کنید و خاطرات من و سپهرم رو ببینید و بخونید اگه دوست داشتید نظر بدید که من و سپهر ممنون میشیم. ما به خواست خدا پنج شنبه 28 اردیبهشت ماه به ...
17 خرداد 1391
1